تبليغاتX
هیئت مکتب المهدی روحی فداه

محرم

مديريت امام حسين (عليه السلام) در نهضت عاشورا

 

«بسم اللّه الرّحمن الرّحيم»

الّلهم صل على محمّد و آل محمّد و عجل فرجهم الهى انطقنى بالهدى و الهمنى التقوى

بينندگان زمانى برنامه را مى‏بينند كه شب عاشوراست، روز تاسوعاست، حرف زياد است. ماجراى كربلا را حضرت آدم (عليه السلام) خبر داشت، انبياء خبر داشتند پيامبر اسلام (صلى الله عليه و آله و سلم) خبر داشت ماجرايى است كه محور همه مصيبت‏هاست بزرگان و اولياء هر وقت سختى بهشان مى‏آمد مى‏گفتند: درست است كه مشكلات زياد است اما «لا يوم كيومك يا ابا عبداللّه» هيچ روزى مثل روز تو نيست. حركت امام حسين (عليه السلام) را آقايانى كه در دانشگاه مديريت مى‏خوانند حركت امام حسين (عليه السلام) را مى‏شود يك رساله ازش درآورد به نام مديريت كربلا چون همه‏اش از زاويه شهادت بحث شد اصلاً نه چگونه مديريت كرد. اين مديريت خيلى مسئله مهمى است كه اصلاً مديريت كربلا را بگوئيم. اجازه بدهيد من امام حسين (عليه السلام) را توى اين چند دقيقه در اين زاويه مطرح كنم؛

 

هیئت مکتب المهدی(روحی فداه )


ادامه مطلب

 

نوشته شده توسط خادم الزهرا در جمعه بیست و پنجم آذر 1390 ساعت 21:42 موضوع محرم | لینک ثابت


اسلام و ادیان

هدف نبوت‏ها و بعثت‏ها

كتاب: جهان بينى و معارف تطبيقى، ص 239

نويسنده: يحيى كبير

مسأله اساسى اين است كه هدف اصلى از بعثت پيامبران و انزال كتاب‏هاى آسمانى چيست؟

ممكن است گفته شود: هدف اصلى، هدايت، سعادت و نجات مردم است.شك نيست كه پيامبران براى هدايت مردم و سعادت و نجات آنها و...مبعوث شده‏اند.سخن در اين نيست.سخن در اين است كه اين راه راست به چه مقصود نهايى منتهى مى‏شود؟ سعادت مردم از نظر اين مكتب در چيست؟ در اين مكتب چه نوع اسارت‏ها براى بشر تشخيص داده شده كه مى‏خواهد مردم را از آن گرفتارى‏ها نجات دهد؟ اين مكتب رستگارى را در چه چيز مى‏داند؟

در قرآن كريم ضمن اينكه به همه اين معانى اشاره يا تصريح شده، دو مفهوم مشخص ذكر شده كه مى‏رساند هدف اصلى، اين دو امر است.يعنى همه تعليمات پيامبران مقدمه‏اى است براى اين دو امر كه عبارتند از: شناخت و نزديك شدن به خدا و ديگر برقرارى عدل در جامعه.

قرآن كريم از طرفى مى‏گويد:

يا ايها النبى انا ارسلناك شاهدا و مبشرا و نذيرا و داعيا إلى الله بإذنه و سراجا منيرا؛

اى پيامبر ما تو را گواه (گواه امت)، نويد دهنده، اعلام خطر كننده و دعوت كننده به سوى خدا به اذن او و چراغى نورانى فرستاديم.

در ميان همه جنبه‏هايى كه در اين آيه آمده است، پيداست كه دعوت به سوى خدا تنها چيزى است كه مى‏تواند هدف اصلى به شمار آيد.از سوى ديگر درباره همه پيامبران مى‏گويد:

لقد ارسلنا رسلنا بالبينات و انزلنا معهم الكتاب و الميزان ليقوم الناس بالقسط؛ (1)

ما پيامبران خويش را با دلايل روشن فرستاديم و با آنها كتاب و معيار فرود آورديم تا مردم عدل را به پا دارند...

اين آيه صريحا برپا داشتن عدل را هدف بعثت پيامبران معرفى كرده است.

دعوت به خدا و شناخت او و نزديك شدن به او، يعنى دعوت به توحيد نظرى و توحيد عملى فردى، اما اقامه عدل و قسط در جامعه، يعنى برقرارى توحيدى عملى در اجتماع.

اكنون اين پرسش مطرح است كه آيا هدف اصلى پيامبران، خداشناسى و خدا پرستى است و امور ديگر از جمله عدالت اجتماعى مقدمه آن است يا هدف اصلى برپا شدن عدل است و شناخت خدا و پرستش او مقدمه براى تحقق اين ايده اجتماعى است؟ به عبارت ديگر آيا هدف اصلى توحيد نظرى و توحيد عملى فردى است يا هدف اصلى توحيد عملى اجتماعى است؟ در اينجا چند ديدگاه ممكن است مطرح گردد:

1.پيامبران از نظر هدف، ثنوى بوده‏اند، يعنى دو مقصد مستقل داشته‏اند: يكى از اين دو مقصد به زندگى اخروى بشر مربوط است (توحيد نظرى و توحيد عملى فردى) و ديگرى به سعادت دنيوى او (توحيد اجتماعى) .پيامبران از آن نظر كه در انديشه سعادت دنيوى بشر بوده‏اند، به توحيد اجتماعى پرداخته‏اند و از آن جهت كه مى‏خواسته‏اند سعادت اخروى بشر را تأمين كنند به توحيد نظرى و توحيد عملى فردى پرداخته‏اند.

2.هدف اصلى، توحيد اجتماعى است.توحيد نظرى و توحيد عملى فردى مقدمه لازم توحيد اجتماعى است.توحيد نظرى به شناخت خداوند ارتباط دارد.براى انسان فى نفسه هيچ ضرورتى نيست كه خدا را بشناسد.تنها عامل محرك روح او خدا باشد يا هزاران چيز ديگر.هم چنانكه به طريق اولى براى خداوند فرق نمى‏كند كه انسان او را بشناسد يا نشناسد، بپرستد يا نپرستد، ولى نظر به اينكه كمال انسان در «ما» شدن و توحيد اجتماعى است و اين امر بدون توحيد نظرى و توحيد عملى فردى ميسر نيست، خداوند معرفت خود و پرستش خود را واجب كرده است تا توحيد اجتماعى محقق گردد.

3.هدف اصلى، شناخت خدا و رسيدن به اوست.توحيد اجتماعى مقدمه وصول به اين هدف عالى است .زيرا هم چنانكه قبلا گفته شد، در جهان بينى توحيدى، جهان ماهيت از اويى و به سوى اويى دارد.از اين رو كمال انسان در رفتن به سوى او و نزديك شدن به اوست.انسان از يك امتياز خاص بهره‏مند است و آن اينكه به حكم

نفخت فيه من روحى (2) واقعيتش واقعيت خدايى است و فطرت بشر فطرت خداجويان است.از اين رو سعادت و نجاتش در معرفت خدا، پرستش و قرب به اوست.ولى نظر به اينكه انسان فطرتا اجتماعى است و اگر بر جامعه نظامات متعادل اجتماعى حكم فرما نباشد، حركت خداجويانه انسان امكان پذير نيست، پيامبران به اقامه عدل پرداخته‏اند.ارزش‏هاى اجتماعى از قبيل عدل، آزادى، مساوات و همچنين اخلاق اجتماعى از قبيل جود، عفو، محبت و احسان ارزش ذاتى ندارند و يا لذات، كمالى براى بشر محسوب نمى‏شود.همه ارزششان مقدمه‏اى است كه با قطع نظر از ذى المقدمه، بود و نبود آنها برابر است.اينها شرايط وصل به كمالند نه خود كمال؛ مقدمات رستگارى‏اند نه خود رستگارى .

4.هم چنانكه در نظريه سوم آمده است، كمال انسان بلكه كمال واقعى هر موجودى در حركت به سوى خدا خلاصه مى‏شود.ادعاى اينكه پيامبران از نظرهدف، ثنوى بوده‏اند شرك است.چنانكه ادعاى اينكه هدف نهايى پيامبران رستگارى دنيوى است بايد اذعان داشت كه رستگارى دنيوى جز برخوردارى از مواهب طبيعت در سايه عدل و آزادى نيست و اين همان ماده پرستى است.

ولى برخلاف نظريه سوم ارزش‏هاى اجتماعى و اخلاقى با اينكه مقدمه وصول به ارزش اصيل و يگانه انسان يعنى خداشناسى و خداپرستى است، ارزش ذاتى دارند.

توضيح اينكه رابطه مقدمه و ذى المقدمه دو گونه است.در يك گونه تنها ارزش مقدمه، رساندن به ذى المقدمه است.پس از رسيدن به ذى المقدمه، وجود و عدمش برابر است.مثلا كسى كه مى‏خواهد از نهر آبى بگذرد، سنگ بزرگى را در وسط نهر وسيله پريدن قرار مى‏دهد.بديهى است كه پس از عبور از نهر، وجود و عدم آن سنگ براى انسان مساوى است.همچنين است نردبان براى عبور به پشت بام و كارنامه كلاس براى ثبت نام در كلاس بالاتر.گونه ديگر اين است كه مقدمه در عين اينكه وسيله رسيدن به ذى المقدمه است و در عين اينكه ارزش اصيل از آن ذى المقدمه است، پس از وصول به ذى المقدمه وجود و عدمش برابر نيست.پس از وصول به ذى المقدمه وجودش همانند قبل از وصول ضرورى است.مثلا معلومات كلاس اول و دوم مقدمه است براى معلومات كلاس‏هاى بالاتر، اما چنين نيست كه با رسيدن به كلاس‏هاى بالاتر، نيازى به آن معلومات نباشد.بلكه تنها با داشتن آن معلومات و از دست ندادن آنهاست كه مى‏توان كلاس بالاتر را ادامه داد .

سر مطلب اين است كه گاهى مقدمه، مرتبه ضعيفى از ذى المقدمه است و گاهى نيست.نردبان از مراتب پشت بام نيست، ليكن معلومات كلاس‏هاى پايين و معلومات كلاس‏هاى بالا مراتب يك حقيقتند.

ارزش‏هاى اخلاقى و اجتماعى نسبت به معرفت حق و پرستش حق از نوع دوم است.چنين نيست كه اگر انسان به معرفت كامل حق و پرستش حق رسيد، وجودو عدم راستى، درستى، عدل، احسان و ...مساوى باشد.زيرا اخلاق عالى انسان، نوعى خداگونه بودن است و در حقيقت درجه و مرتبه‏اى از خداشناسى و خداپرستى است ولو به صورت ناآگاهانه، يعنى علاقه انسان به اين ارزش‏ها ناشى از علاقه فطرى به متصف شدن به صفات خدايى است؛ هر چند خود انسان توجه به ريشه فطرى آنها نداشته باشد و احيانا در شعور آگاه خود، منكر آن باشد.از اين رو از ديدگاه معارف اسلامى دارندگان اخلاق نيك از قبيل عدالت، احسان، جود و...هر چند مشرك باشند، اعمالشان در جهان ديگر بى‏اثر نيست.اين گونه افراد اگر كفر و شركشان از روى عناد نباشد به نوعى در جهان ديگر مأجورند.در حقيقت اين اشخاص بدون آنكه خود آگاه باشند به درجه‏اى از خداپرستى رسيده‏اند. (3)

پى‏نوشت‏ها:

1.حديد (57) آيه .25

2.در او از روح (حقيقت متعالى و برتر) خود دميدم. (حجر (15) آيه 29) .

3.ر.ك: بخش آخر كتاب عدل، تأليف شهيد مرتضى مطهرى.

هيئت مکتب المهدی(روحی فداه)


 

نوشته شده توسط خادم الزهرا در جمعه بیست و پنجم آذر 1390 ساعت 21:27 موضوع اسلام وادیان | لینک ثابت


با شهدا

پندار ما این است که ما

مانده ایم و شهدا رفته اند،

اما حقیقت آن است که

 زمان ما را با خود برده است و شهدا مانده اند...

  هیئت مکتب المهدی(روحی فداه)


 

نوشته شده توسط خادم الزهرا در پنجشنبه نوزدهم خرداد 1390 ساعت 18:52 موضوع باشهدا | لینک ثابت


درباره ما

سلام علیکم

با عرض تسلیت به محضر بقیه الله الاعظم حجت حق مهدی زهرا(سلام الله علیها)و بر شما

دلسوختگان ام الائمه. تشکر و قدر دانی میکنیم از شما عزیزان که ما را یاری نموده و دلگرمی

گروه ما بودید.انشا الله در پرتو عنایات حق تعالی موفق و سربلند باشید و از همه شما عزیزان

التماس دعا داریم.

گروه فرهنگی هنری مکتب المهدی(روحی فداه)


 

نوشته شده توسط خادم الزهرا در چهارشنبه چهاردهم اردیبهشت 1390 ساعت 15:30 موضوع درباره ی ما | لینک ثابت


برنامه هیئت

سلام علیکم

با سلام و صلوات بر محمد وآل محمد(ص)

سوگواره فاطمیه

زمان:۱۵ اردیبهشت الی ۱۷ اردیبهشت یکهزاروسیصدو نود

مکان:بیت السادات مکتب المهدی(روحی فداه)

با نوای:ابراهیم کشانی-کربلایی سعیدنوروزی -حاج امید مهرور اصیل


 

نوشته شده توسط خادم الزهرا در پنجشنبه هشتم اردیبهشت 1390 ساعت 19:0 موضوع برنامه هیئت | لینک ثابت


مادر

مادر و پدر:

همانگونه كه مي دانيم ،  نام پدر فاطمه (عليها السلام) محمد بن عبدالله (صلي الله عليه وآله وسلم) است که او رسول گرامي اسلام ، خاتم پيامبران الهي و برترين مخلوق خداوند مي باشد. مادر حضرتش خديجه دختر خويلد ، از زنان بزرگ و شريف  قريش بوده است . او نخستين بانوئي است که به اسلام گرويده است و پس از پذيرش اسلام ،  تمامي ثروت و دارائي خود را در خدمت به اسلام و مسلمانان مصرف نمود . خديجه در دوران جاهليت و دوران پيش از ظهوراسلام نيز به پاكدامني مشهور بود ؛ تا جائي كه از او به طاهره (پاكيزه) ياد مي شد و او را بزرگ زنان قريش مي ناميدند .

 

ولادت:

 

فاطمه (عليها السلام) در سال پنجم پس از بعثت (2)  و در روز 20 جمادي الثاني در مكه به دنيا آمد. چون به دنيا پانهاد، به قدرت الهي لب به سخن گشود و گفت : " شهادت مي دهم كه جز خدا ، الهي نيست و پدرم رسول خدا و آقاي پيامبران است و شوهرم سرور اوصياء و فرزندانم ( دو فرزندم ) سرور نوادگان مي باشند" .  اكثر مفسران شيعي و عده اي از مفسران بزرگ اهل تسنن نظير فخر رازي ، آيه آغازين سورة كوثر را به فاطمه (عليها السلام) تطبيق نموده اند و او را خير كثير و باعث بقا و گسترش نسل و ذريه پيامبر اکرم ذكر نموده اند. شايان ذکر است که آيه انتهايي اين سوره نيز قرينه خوبي براين مدعاست كه در آن خداوند به پيامبر خطاب مي كند و مي فرمايد همانا دشمن تو ابتر و بدون نسل است.

هیئت مکتب المهدی(روحی فداه)


 

نوشته شده توسط خادم الزهرا در پنجشنبه هشتم اردیبهشت 1390 ساعت 16:2 موضوع مادر | لینک ثابت


مادر

مكارم اخلاق :

 

سراسر زندگاني صديقه طاهره (عليها السلام) ، مملو از مكارم اخلاق و رفتارهاي نمونه و انساني است. ما در اين مجال جهت رعايت اختصار تنها به ه مورد اشاره مي نمائيم . اما دوباره تأكيد مي كنيم كه اين موارد، تنها  بخش كوچكى از مكارم اخلاقي آن حضرت است.

از جابربن عبدالله انصاري ، صحابي پيامبر (صلي الله عليه وآله وسلم) منقول است كه: مردي از اعراب مهاجر كه فردي فقير مستمند بود ،  پس از نماز عصر از رسول اکرم  (صلي الله عليه وآله وسلم) طلب كمك و مساعدت نمود. حضرت فرمود که من چيزي ندارم . سپس او را به خانه فاطمه (سلام الله عليها ) که در کنار مسجد و در نزديکي خانه رسول خدا قرار داشت ، راهنمائي نمودند . آن شخص به همراه بلال (صحابي و مؤذن رسول خدا ) به در خانه حضرت فاطمه (عليها السلام) آمد و بر اهل بيت رسول خدا سلام گفت و سپس عرض حال نمود. حضرت فاطمه (عليها السلام) با وجود اينكه سه روز بود خود و پدر و همسرش در نهايت گرسنگي به سر مي بردند، چون از حال فقير آگاه شد، گردن بندي را كه فرزند حمزه دختر عموي حضرت به  ايشان هديه داده بود ، ودر نزد آن بزرگوار يادگاري ارزشمند  محسوب مي شد ، از گردن باز نمود و به اعرابي فرمود: اين را بگير و بفروش ؛ اميد است كه خداوند بهتر از آن را نصيب تو نمايد. اعرابي گردن بند را گرفت و به نزد پيامبر اکرم (صلي الله عليه وآله وسلم) بازگشت و شرح حال را گفت . رسول خدا (صلي الله عليه وآله وسلم) از شنيدن ماجرا ، متأثر گشت و اشک از چشمان مبارکش فرو ريخت  و به حال اعرابي دعا فرمود. عمار ياسر (از اصحاب پيامبر) برخاست و اجازه گرفت و در برابر اعطاي غذا ، لباس ، مركب و هزينه سفر به اعرابي ، آن گردن بند را از او خريداري نمود . پيامبر اسلام (صلي الله عليه وآله وسلم) از اعرابي پرسيد : آيا راضي شدي؟  او در مقابل ، اظهار شرمندگي و تشكر نمود. عمار گردن بند را در پارچه اي يماني پيچيده و آنرا معطر نمود و به همراه غلامش به پيامبر هديه داد. غلام به نزد پيامبر (صلي الله عليه وآله وسلم) آمد و جريان را باز گفت. حضرت رسول (صلي الله عليه وآله وسلم) غلام و گردن بند را به فاطمه (عليها السلام) بخشيد. غلام به خانه ي صديقه  اطهر آمد. زهرا (عليها السلام) ، گردن بند را گرفت و غلام را در راه خدا آزاد نمود.

گويند غلام در اين هنگام تبسم نمود. هنگامي كه علت را جويا شدند ، گفت: چه گردن بند با بركتي بود ، گرسنه اي را سير كرد و برهنه اي را پوشانيد،  پياده اي را صاحب مركب و فقيري را بي نياز كرد و غلامي را آزاد نمود و  سرانجام به نزد صاحب خويش بازگشت.

2 ـ رسول خدا (صلي الله عليه واله وسلم) در شب زفاف پيراهن نويي را براي دختر خويش تهيه نمود. فاطمه (عليها السلام) پيراهن وصله داري نيز داشت. سائلي بر در خانه حاضر شد و گفت: من از خاندان نبوت پيراهن كهنه مي خواهم. حضرت زهرا(عليها السلام) خواست پيراهن وصله دار را مطابق خواست سائل به او بدهد كه به ياد آيه  شريفه  " هرگز به نپکي دست نمي يابيد مگر آنكه از آنچه دوست داريد انفاق نمائيد" ، افتاد . در اين هنگام فاطمه (عليها السلام) پيراهن نو را در راه خدا انفاق نمود.

3- امام حسن مجتبي در ضمن بياني ،عبادت فاطمه (عليها سلام ) ، توجه او به مردم و مقدم داشتن آنان بر خويشتن ، در عالي ترين ساعات راز و نياز با پروردگار را اين گونه توصيف مي نمايند : " مادرم فاطمه را ديدم که در شب جمعه اي در محراب عبادت خويش ايستاده بود و تا صبحگاهان ، پيوسته به رکوع و سجود مي پرداخت . و شنيدم که بر مردان و زنان مؤمن دعا مي کرد ،  آنان را نام مي برد و بسيار برايشان دعا مي نمود اما براي خويشتن هيچ دعائي نکرد . پس به او گفتم : اي مادر ، چرا براي خويش همانگونه که براي غير ، دعا مي نمودي ، دعا نکردي ؟ فاطمه (عليها سلام ) گفت : پسرم ! اول همسايه و سپس خانه ".

هیئت مکتب المهدی(روحی فداه)


 

نوشته شده توسط خادم الزهرا در پنجشنبه هشتم اردیبهشت 1390 ساعت 16:0 موضوع مادر | لینک ثابت


مادر

نام، القاب، كنيه ها:

 

نام مبارك آن حضرت ، فاطمه (عليها السلام) است و از براي ايشان القاب و صفات متعددي همچون زهرا، صديقه، طاهره، مباركه، بتول، راضيه، مرضيه ، نيز ذكر شده است.

فاطمه ،  در لغت به معني بريده شده و جدا شده مي باشد و علت اين نامگذاري بر طبق احاديث نبوي ، آنست كه: پيـروان فاطمه (عليها السلام)  به سبب او از آتش دوزخ بريده ، جدا شده و بركنارند.

  زهرا به معناي درخشنده است و از امام ششم ، امام  صادق (عليه السلام)   روايت شده است كه: " چون دخت پيامبر در محرابش مي ايستاد ( مشغول عبادت مي شد) ،  نورش براي اهل آسمان مي درخشيد؛ همانطور كه نور ستارگان براي اهل زمين مي درخشد . "

 صدّيقه به معني كسي است كه به جز راستي چيزي از او صادر نمي شود. طاهره به معناي پاك و پاكيزه ، مباركه به معناي باخير و بركت ، بتول به معناي بريده و دور از نا پاكي ، راضيه به معناي راضي به قضا و قدر الهي و مرضيه يعني مورد رضايت الهي. (1) 

كنيه هاي فاطمه (عليها السلام ) نيز عبارتند از ام الحسين، ام الحسن، ام الائمه، ام ابيها و...

ام ابيها به معناي مادر پدر مي باشد و رسول اكرم (صلي الله عليه وآله وسلم) دخترش را با اين وصف مي ستود؛ اين امر حكايت از آن دارد كه فاطمه (عليها السلام)  بسان مادري براي رسول خدا بوده است. تاريخ نيز گواه خوبي بر اين معناست ؛ چه هنگامي كه فاطمه در خانه  پدر حضور داشت و پس از وفات خديجه (سلام الله عليها ) غمخوار پدر و مايه پشت گرمي و آرامش رسول خدا بود و در اين راه از هيچ اقدامي مضايقه نمي نمود ، چه در جنگها كه فاطمه بر جراحات پدر مرهم مي گذاشت و چه در تمامي مواقف ديگر حيات رسول خدا .

هیئت مکتب المهدی(روحی فداه)


 

نوشته شده توسط خادم الزهرا در پنجشنبه هشتم اردیبهشت 1390 ساعت 15:58 موضوع مادر | لینک ثابت


مادر

فاطمه (عليها السلام) در نزد مسلمانان برترين و والامقام ترين بانوى جهان در تمام قرون و اعصار مى باشد. اين عقيده بر گرفته از مضامين احاديث نبوي است. اين طايفه از احاديث ، اگر چه از لحاظ لفظي داراي تفاوت هستند ، اما داراي مضموني واحد مي باشند. در يكي از اين گفتار ها ( كه البته مورد اتفاق مسلمانان ، اعم از شيعه و سني است) ، رسول اكرم (صلي الله عليه وآله وسلم) مي فرمايند: " فاطمه سرور زنان جهانيان است" . اگر چه بنابر نص آيه شريفه قرآن ، حضرت مريم برگزيده زنان جهانيان معرفي گرديده و در نزد مسلمانان داراي مقامي بلند و عفت و پاكدامني مثال زدني مي باشد و از زنان برتر جهان معرفي گشته است ، اما او برگزيده ي زنان عصر خويش بوده است. ولي علو مقام حضرت زهرا (عليها السلام) تنها محدود به عصر حيات آن بزرگوار نمي باشد و در تمامي اعصار جريان دارد . لذا است كه پيامبر اكرم (صلي الله عليه واله وسلم) در كلامي ديگر صراحتاً فاطمه (عليها السلام) را سرور زنان اولين و آخرين ذكر مي نمايند. اما نكته اي ديگر نيز در اين دو حديث نبوي و احاديث مشابه دريافت مي شود و آن اينست که اگر فاطمه (عليها السلام) برترين بانوي جهانيان است و در بين زنان از هر جهت ، كسي داراي مقامي والاتر از او نيست ، پس شناخت سراسر زندگاني و تمامي لحظات حيات او ، از ارزش فوق العاده برخوردار مي باشد. چرا كه آدمي با دقت و تأمل در آن مي تواند به عالي ترين رتبه هاي روحاني نائل گردد. از سوي ديگر با مراجعه به قرآن كريم درمي يابيم كه آيات متعددي در بيان شأن و مقام حضرتش نازل گرديده است كه از آن جمله مي توان به آيه ي تطهير، آيه مباهله ، آيات آغازين سوره دهر، سوره  كوثر ، آيه  اعطاي حق ذي القربي و ... اشاره نمود كه خود تأكيدي بر مقام عميق آن حضرت در نزد خداوند است. اين آيات بال تکيه بر توفيق الهي ، در مقالات ديگر مورد بررسي قرار خواهد گرفت. ما در اين قسمت به طور مختصر و با رعايت اختصار ،  به مطالعه شخصيت و زندگاني آن بزرگوار خواهيم پرداخت.

هیئت مکتب المهدی(روحی فداه)


 

نوشته شده توسط خادم الزهرا در پنجشنبه هشتم اردیبهشت 1390 ساعت 15:57 موضوع مادر | لینک ثابت


در باره ی ما

رب اشرح لي صدري و يسرلي امري و احلل عقدة من لساني يفقهواقولي

 با عنایت خداوند متعال و توجهات حضرت ولی عصر (عجل الله تعالی والشریف)واهل بیت (علیهم السلام)هیئت مکتب المهدی(روحی فداه)در سال 1380هجری شمسی تاسیس گردیده و تا کنون با عنایت حضرت ابا عبدالله الحسین(صلوات الله علیه)لوای مکتب المهدی(روحی فداه)لیاقت برگزاری مراسمات و جلسات سخنرانی،مداحی،قرائت قرآن و زیارت عاشورا به صورت خاصه و دعا های مرتبط بوده.

گروه فرهنگی هنری مکتب المهدی(روحی فداه)


ادامه مطلب

 

نوشته شده توسط خادم الزهرا در سه شنبه بیست و پنجم آبان 1389 ساعت 22:21 موضوع درباره ی ما | لینک ثابت