ولاء= قرب،نزدیکی
124 مورد به صورت اسم و112 مورد در قالب فعل در قرآن کریم آمده است.به معنی قرار گرفتن چیزی در کنار یکدیگر بدون فاصله
انواع ولاء در اسلام
از نظر اسلام دو نوع ولا ء وجود دارد:منفی ومثبت؛یعنی از طرفی مسلمانان،ماموریت دارند که نوعی ولاء را نپذیرند و ترک کنند،واز طرف دیگر دعوت شده اند که ولاء دیگری را دارا باشند و بدان اهتمام ورزند.
1-ولاءمنفی
قرآن کریم،مسلمانان را از اینکه دوستی وسرپرستی غیر مسلمانان را بپذیرد سخت بر حذر داشته است،نه از باب اینکه دوست داشتن انسان های دیگر را بد بداند و طرفدار بغض مسلم نسبت به غیر در هر حال ومخالف نیکی با آنها باشد؛قرآن صریحا میگوید:"لا ینکهم الله عن الذین لم یقاتلوکم فی الدین و لم یخرجوکم من دیارکم ان نبروهم وتقسطواالیهم ان الله یحب المقسطین"1
"خداوند باز نمیدارد شما را از کسانی که با شما در دین مقاتله وجنگ نکرده اندو شما را از خانه هاتان بیرون نرانده اند که نیکی کنید نسبت به آنان و دادگری کنید؛همانا خداوند دادگران را دوست دارد."
اسلام نمیگوید کار محبت آمیز و کار نیکتان منحصرا باید درباره ی مسلمین باشد و به هیچ وجه خیری از شما به دیگران نرسد،دینی که پیغمبرش به نص قرآن(رحمهَ للعالمین)است،کی میتواند چنین باشد؟ولی یک مطلب هست وآن اینکه مسلمانان نباید از دشمن غافل شوند؛دیگران در باطن،جور دیگری درباره ی آنان فکر میکنند؛تظاهر دشمن به دوستی با مسلمانان؛آنان را غافل نکند و موجب نگردد که آنان دشمن را دوست پندارند و به او اطمینان کنند.
مسلمانان همواره باید بدانند که عضو جامعه اسلامی است؛جزئی است از این کل.جزء یک کل و یک پیکر بودن خواه ناخواه شرایط وحدودی را ایجاب میکند.غیر مسلمان عضو یک پیکر دیگر است.عضو پیکر اسلامی روابطش با اعضای عضو غیر اسلامی باید به نحوی باشد که لااقل با عضویتش در پیکر اسلامی ناسازگار نباشد،یعنی به وحدت و استقلال این پیکر آسیبی نرسد.پس خواه نا خواه نمی تواند روابط مسلمان با غیر مسلمان با روابط مسلمان با مسلمان یکسان و احیانا از آن نزدیکتر باشد.
روابط دوستانه و صمیمانه مسلمانان با یکدیگر باید در حدی باشد که که عضویت در یک پیکر و جزئیت در یک کل،ایجاب میکند.ولا منفی در اسلام عبارت است از اینکه یک مسلمان همواره در مواجهه با غیر مسلمان بداند با اعضای یک پیکر بیگانه مواجه است ومعنی اینکه اینکه نباید ولاء غیر مسلمان را داشته باشد این است که نباید روابط مسلمان با غیر مسلمان در حد روابط مسلمان با مسلمان باشدبه این معنی که مسلمان عملا عضو پیکر غیر مسلمان قرار گیرد و یا به آن شکل در آید که عضویتش در پیکر اسلامی به هیچ وجه در نظر گرفته نشود.پس منافاتی نیست میان آنکه مسلمان به غیر مسلماناحسان ونیکی کندو در عین حال ولاأاو را نپذیرد،یعنی او را عضو پیکری که خود جزئی از آن است نشمارد و بیگانه وار با او رفتار کند،همچنان که منافاتی نیست میان ولاءمنفی و اصل بشر دوستی و رخمت برای بشر بودن.لازمه بشر دوستی این است که انسان به سرنوشت وصلاح و سعادت واقعی همه انسانها علاقه مند باشد.به همین دلیل همه مسلمانان علاقه مند هستند که همه انسانهای دیگر مسلمان باشند وهدایت یابند؛اما وقتی که این توفیق حاصل نشد،دیگران را که چنین توفیقی یافته اند نباید فدای آنان که توفیق نیافته اند کردو اجازه داد که مرزها در هم بریزدو هر نوع فعل وانفعالی صورت گیرد.فرض کنید گروهی از مردم دچار یک نوع بیماری هستند.بشر دوستس ایجاد میکند که آنها را نجات دهیم،وتا وقتی که نجات نیافته اند بشر دوستی ایجاب میکند که به آنها نیکی کنیم،اما بشر دوستی ایجاب نمیکند که هیچ محدودیتی میان آنها-که از قضا بیماریشان مسری است-و افراد سالم و شفا یافته برقرار نکنیم.این است که اسلام از طرفی احسان و نیکی به غیر مسلمان را مجاز میشمارد
و از طرف دیگر اجازه نمیدهد که مسلمان ولاءغیر مسلمان را بپذیرد.
اسلام دین بشر دوستی است.اسلام حتی مشرک را دوست دارد اما نه از آن نظر که مشرک است،بلکه از این نظر که مخلوقی از مخلوقات خداست،والبته از آن جهت که در راه هلاکت و ضلالت افتاده است و راه نجات و سعادت را گم کرده است،ناراحت است،و اگر او را دوست نمی داشت در مقابل شرک و بدبختی اش بی تفاوت می بود.
در اسلام حب وبغض است ام حب وبغض عقلی و منطقی نه احساسی و بی قاعده وضابطه.دوستی و دشمنی که صرفا از احساس برخیزد منطق ندارد،احساسی است کورو کر که بر درون انسانی مسلط می گردد و او را به هر طرف که بخواهد میکشد؛ام حب وبغض عقلی ناشی از یک نوع درک،و در حقیقت ناشی از علاقه به سرنوشت انسان دیگری است که مورد علاقه واقع شده است.
یک مثال:پدر و مادر نسبت به فرزند خود دو نوع علاقه دارند:یکی عقلی و منطقی و دیگری احساسی.علاقه منطقی موجب میگردد گاهی والدین با کمال جدیت فرزند خویش را در رنج قرار دهند و موجبات ایلام وی را فراهم آورند؛ مثلا طفل را در اختیار جراح قرار می دهند.والدین در آن حال اشک میریزند،دلشان میسوزد و چشمانشان میگرید اما از پزشک می خواهند هرچه زودتر او را تحت عمل قرار دهد،عضو قطع کردنی را قطع کند با همه لوازم و عوارضی که درد و رنج و احیانا نقض عضو دارد.آن اشک در اثر علاقه احساسی است و این تقاضا در اثر علاقه عقلی ومنطقی.اگر آنها ملاحظه دل سوختن فعلی را بکنند و علاقه احساسی را بر علاقه منطقی مقدم بدارند واجازه ندهند عضوی از عضو او را ببرند،در حقیقت به مرگ او تن داده اند؛اما به منطق عقل و به حکم علاقه به سرنوشت فرزند،پا روی احساسات خویش می گذارند و به ایلام و آزار طفل تن می دهند.
هر انسان عاقلی احیانا برای اینکه درد خویش را درمان کند خود را تسلیم جراح میکند که مثلا انگشت مراقطع کن.او دلش نمی خواهد درد بریدن انگشت را بکشد،همچنان که از کم شدن یک انگشت فوق العاده ناراحت می شود؛ولی این درد را منطقا تحمل میکند وبه حکم عقلف به این نقص عضوی تن میدهد.
همانا عقل ومنطق است که او را پیش میبرد و تقاضا را بر زبانش می آورد،والا احساس در اینجا حکمش بر خلاف این است.
اسلام در مورد یک جامعه فاسد واصلاح نشده که در آن کفر و نادانی حکومت میکند،از طرفی دستور جهاد می دهد تا ریشه فساد را بکند:
"وقاتلوهم حتی لاتکون فتنهَ " "آنان را بکشید تا فتنه از میان برود"2
و از طرف دیگر دستور احتیاط و اجتناب می دهد که مردم روی دلشان را به روی آنان باز نکنند تا جامعه و بشریت سالم بماند،و این با بشر دوستی کوچکترین منافاتی ندارد.طبیعت انسان دزد است وضبط وگیرندگی از جمله خواص انسانی است وچه نا خود آگاه افکار و اندیشه های دیگران را در لوح خویش ثبت کند.
قرآن می فرماید:"یا ایها الذین امنوا لا تتخذوا عدوی و عدوکم اوتیاءتلقون الیهم بالمودهَ وقد کفروا بماجاءکم من الحق"3
"ای کسانی که ایمان آورده اید دشمن من و دشمن خودتان را((ولی))نگیرید که دوستی بر آنان افکنید و حال اینکه به حقی که شما را آمده است کافر شده اند".
تا آنجا که می فرماید:
" ان یثفقوکم یکونوا لکم اعداء و یبسطوا الیکم ایدیهم والسنتهم و ودوا لو تکفرون"4
"اگر به شما دست یابند،دشمنانتان هستند و دست و زبانشان را به بدی به سوی شما می گشایند و دوست دارند که کافر شوید."
در اینجا قرآن سر لزوم اجتناب و احتیاط از بیگانه را این می داند که آنها دوست دارند دیگران نیز به کیش و آیین آنها در آیند.مگر صرف دوستی و تمایل آنها به این کار چه خطری را به همراه دارد؟
اینجا قرآن منشا اصلی خطر را گوشزد میکند.آنها وقتی دوست دارند،تنها دوستی و تمایلشان نیست بلکه برای نیل به این هدف می کوشند و از هر راهی جدیت می کنند.
همه ی اینها ایجاب می کند که روابط مسلم با غیر مسلم محتاطانه باشد،مسلمان از خطر غافل نماند،فراموش نکند که عضو یک جامعه توحیدی است وآن غیر مسلم عضو یک پیکر وجزء یک اجتماع دیگر است،اما هیچ یک از آن ها ایجاب نمی کند که مسلمان با غیر مسلمان بکلی قطع ارتباط کند ،روابط اجتماعی و اقتصادی و احیانا سیاسی نداشته باشد.
البته همه مشروط است {به این}که منطبق با مصالح کلی جامعه اسلامی بوده باشد.
متفکر شهید استاد مرتضی مطهری
پی نوشت ها:
1-ممتحنه/8
2-بقره/193
3.4-ممتحنه/1و2
هیئت مکتب المهدی (روحی فداه)
نوشته شده توسط خادم الزهرا در چهارشنبه بیست و هشتم اسفند 1387 ساعت 12:0 موضوع مقاله | لینک ثابت

| ||||||
|
| ||||||
نوشته شده توسط خادم الزهرا در جمعه بیست و سوم اسفند 1387 ساعت 19:3 موضوع نبوت | لینک ثابت
نبی اکرم (صلی الله علیه وآله )
دوچیز را هیچ وقت از یاد خود مبر.
1-یاد خدا را
2-یاد مرگ را
دوچیز را همیشه از یاد خود ببر
1-نیکی(خدمت)نمودن به دیگران
2-کسی که بر تو بدی نمود
هیئت مکتب المهدی(روحی فداه)
نوشته شده توسط خادم الزهرا در جمعه بیست و سوم اسفند 1387 ساعت 17:47 موضوع حدیث | لینک ثابت
هرکس که بگوید به تبری ضرر است نی زاولاد علی زاولاد آن بی پدر است
ربیع الاول
عید الله اکبر ، ربیع الاعیاد، غدیر الثانی
بردوستداران امیرالمومنین علی علیه السلام مبارک باد
ناز شصت قداره کش امیرالمومنین علی علیه السلام مولانا
حضرت ابولولو علیه السلام صلوات
هیئت مکتب المهدی(روحی فداه)
نوشته شده توسط خادم الزهرا در جمعه نهم اسفند 1387 ساعت 21:3 موضوع عمومی | لینک ثابت

امیرالمومنین علی علیه السلام ضمن گریه شدیدی به ابولولوعلیه رحمه فرمودند :
کاش دختر رسول خدا صل الله علیه وآله بودند و خبر هلاکت دشمن خود را می شنیدند.
( مجمع النورین ص۲۲۶ از مشارق الانوار )
هیئت مکتب المهدی(روحی فداه)
نوشته شده توسط خادم الزهرا در جمعه نهم اسفند 1387 ساعت 20:54 موضوع تربیتی | لینک ثابت

نوشته شده توسط خادم الزهرا در جمعه نهم اسفند 1387 ساعت 20:49 موضوع تاریخ اسلام | لینک ثابت
آخرین نوشته ها
درباره وبلاگ
الحمدالله الذی جعلنا من المتمسکین بولایهُ امیرالمومنین والائمه معصومین(علیهم السلام)
سلام علیکم
احتراماَ تشکر میکنم از حضورتون به وبلاگ، شایان ذکر است ما ضعف هایی داریم که از شما سروران میخوایم که مارا از نظراتان دریغ نفرمایید.باشد که زمینه ساز ظهور آقا باشیم.التماس دعا
فهرست اصلی
آرشیو موضوعی
عکس های مذهبی
عقاید
امام شناسی
باشهدا
باقرآن
برنامه هیئت
تربیتی
حدیث
درباره ی ما
سخن برتر
عمومی
شعر
مهدویت
مقاله
نبوت
ولایت فقیه
تاریخ اسلام
اسلام وادیان
زن در اسلام
فرهنگ و تمدن
اخلاق
خانواده
جوان
جامعه
وهابیت
دوستان
پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
سایر امکانات
فهرست اصلی