تبليغاتX
به وبلاگ هیئت مکتب المهدی(روحی فداه) خوش آمديد.آرزوي سربلندي و سلامتي داریم برايتان

اللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِدا ‏وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَك َطَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلاً

شب های جمعه ساعت 21آدرس:تهران-چهارراه نظام آباد- خیابان سبلان شمالی-کوچه انقلاب حسینیه مکتب المهدی روحی فداه هیئت مکتب المهدی روحی فداه

وهابیت

وهّابيّت عامل تفرقه ميان امّت‏ها


امّت اسلامى با همه اختلافات فكرى كه در گرايش‏هاى مذهبى داشت، با الهام از رهنمودهاى حيات‏بخش اسلام توانسته بود پيوند اخوّت در ميان خود ايجاد نمايد و در پرتو كلمه توحيد و توحيد كلمه در برابر تهاجم سنگين دشمنان قسم خورده اسلام استوار بماند، ولى با كمال تأسّف با پايه‏ريزى مبانى فكرى وهّابيّت در قرن هفتم و هشتم، اين وحدت درهم شكسته شد و با اتّهام نادرست بدعت و شرك به مسلمانان، ضربه‏هاى جبران ناپذيرى به صفوف به هم پيوسته آنان وارد ساخت و با نابودى آثار بزرگان دين و ممانعت از شعائر اسلامى و جلوگيرى از توجّه مردم به انبيا و اولياى الهى، اهداف شوم دشمنان ديرينه اسلام را عملى ساخت.

 

هیئت مکتب المهدی(روحی فداه)


ادامه مطلب

 

نوشته شده توسط خادم الزهرا در شنبه بیست و سوم آبان 1388 ساعت 20:37 موضوع وهابیت | لینک ثابت


مقاله

شمع میسازم براید یاعلی  قد این گلدسته هایت یا علی

جايگاه علي عليه السلام درهستي۱

معرفت و شناخت كامل شخصيت والاي اميرالمؤمنين علي (ع) و جايگاه او در جهان هستي در حد بشر نيست چه رسول اكرم (ص) خطاب به مولا مي فرمايد :

يا علي لا يعرفك الاّّّ الله و انا اي علي! تو را هيچكس نشناخت جز خدا و من درابتداي خلقت، معمار آفرينش، زمين و خورشيد و ماه و بر و بحر اعلام كرد كه آفرينش شما، آفرينش همه چيز، به طفيل محبت پنج نور مقدس است.

يا ملائكتي و سكان سماواتي اعلموا اني ما خلقت سماء مبنيه و لا ارضا محديه و لا قمرا منيرا و لا شمسا مضيئه و لا فلكا يدور و لا بحرا يجري و لا فلكا يسري الا في محبه هؤلاء الخمسه.

آفرينش بر محبت اينان رقم خورد و عرصه هستي به حب ولايت آنان از عدم شكل گرفت. اگر علي (ع) نبود، آفرينش به تكوينش نمي ارزيد . نوروجود علي (ع) ، مصباح پايگاه آفرينش شد وهستي اول با وجود او شكل گرفت. هدفنامه وجود را نيز به وجود او پيوند زدند.

لو لا كلما خلقت الا فلاك و لو لا علي لما خلقتك...

در زيارتنامه مولي در روز غدير علي (ع) را ندا مي دهيم :

السلامٌَُُُ عليكُُ ايها النبأ العظيم، الذي هم فيه مختلفون سلام برتو اي خبر بزرگ عالم! خبر بزرگ هستي. پس علي (ع) راز بزرگ خلقت است! اما در او اختلاف كردند. اين بود كه اول مظلوم عالم هم ″علي″ نام گرفت.

هیئت مکتب المهدی(روحی فداه )

  


 

نوشته شده توسط خادم الزهرا در جمعه بیست و دوم آبان 1388 ساعت 22:55 موضوع مقاله | لینک ثابت


مقاله

جايگاه علي عليه السلام درهستي۲

روزي پيامبر اكرم (ص) در جمع صحابه بودند و جبرئيل، ملك مقرب الهي هم به شكل انساني در آن جمع حاضر بود. پيامبر به جبرائيل رو كردند و با اشاره به اميرالمؤمنين علي (ع) فرمودند: آيا او را مي شناسي؟ عرض كرد: چگونه او را نشناسم كه او در عرش مرا معلم بود و شيوه عبوديت الهي را به من تعليم فرمود. تو به آدم وقتي كه از بهشت قرب رانده شد و به زمين فراق هبوط كرد، با ذكر نام علي (ع) و اهل بيت او به درگاه الهي پذيرفته شد. نوح نام او را بر كشتي خويش حك كردو لنگرگاه كشتي اش را مسجد كوفه قرار داد. خداوند در شب معراج با حبيب خويش با صوت علي (ع) سخن گفت. قرآن كريم، علي (ع) را به منزله نقش پيامبر دانست.

فقل تعالوا ندع ابناء نا و ابناءكم و نساءنا و نساءكم و انفسنا و انفسكم (آل عمران 61)

پيامبر فرمودند: من و علي از يك درختيم (انا و علي من ش جره واحده) و باز فرموده: بمنز(انت مني له هارون من موسي) و نيز: (انا مدينه العلم و علي بابها) همانا من شهر علمم و علي در آن است. و خطاب به مولي فرمود: (انت اخي و وصيي و وارثي) تو برادر من و وصي و وارث مني. در فرازي از دعاي ندبه پيامبر خطاب به علي مي فرمايد (لو لا انت يا علي لم يعرف المؤمنون بعدي) اي علي اگر تو نبودي مردم پس از من مؤمنان را نمي شناختند.

در زيارت مطلقه مي خوانيم ((السالم علي ميزان الاعمال)) علي ميزان و معيار اعمال است. امام صادق (ع) در زيارت جدش عرضه مي دارد درود بر تقسيم كننده بهشت و جهنم، درود بر نعمت الهي بر نيكان :

((السلام علي قسيم الجنه و النار السلام علي نعمه الله علي الابرار))

محبت علي عامل رسيدن به كمال در دواير مختلف هستي،‌هر شعاعي به دور محوري مي چرخد و هر پديده اي حول قطب وجودي كه وابسته به اوست، دور مي زند. امام معصوم محور هستي، قطب عالم وجود، تكيه گاه آفرينش، واسطه فيض الهي به جهان هستي و نگهدارنده كائنات باذن الله است. در اين راستا، محبت و ولايت علي (ع) مربي همه موجودات، هدايتگر آنان به سوي كمال و سبب دوام و قوام تمامي پديده ها از جمال تا انسان است. پيامبر خدا (ص) در اين رابطه بيان زيبايي مي فرمايد:

حبًٌ عليٍٍٍّ حسنه لا تضرمعها سيئهًٌ (بحار ج 9 ص 401)

محبت علي (ع) حسنه اي است كه با وجود آن هيچ گناهي به انسان صدمه نمي رساند.

بر اين معنا اگر محبت علي (ع) كه نمونه كامل انسانيت و طاعت و عبوديت و اخلاق است از روي صدق و راستي باشد، مانع ارتكاب گناه مي گردد. مانند واكسني كه مصونيت ايجاد مي كند و نمي گذارد بيماري در شخص ″واكسينه شده″ راه يابد. محبت پيشوايي مانند علي (ع) كه نمونه تقوا و پرهيزكاري است آدمي راشيفته رفتار علي (ع) مي كند. فكر گناه را از سر او بدر مي برد، البته به شرطي كه محبتش صادقانه باشد . كسي كه علي (ع) را بشناسد، تقواي او را بشناسد، سوزوگداز عارفانه او را، ناله هاي نيمه شبهايش را و ساده زيستي و كار و تلاش همه جانبه اش را بداند، محال است به خلاف فرمان او كه هميشه امر به تقوي و درستي مي كرد عمل كند. يعني هر محبي به خواسته محبوبش احترام مي گذارد و فرمان او را گرامي مي دارد. فرمانبرداري از محبوب لازمه محبت صادق است.

پس محب واقعي علي ، واله و حيران علي و عاشق و جانباز علي، رهرو راستين علي است.

                 هیئت مکتب المهدی(روحی فداه )


 

نوشته شده توسط خادم الزهرا در جمعه بیست و دوم آبان 1388 ساعت 22:50 موضوع مقاله | لینک ثابت


اسلام وادیان

 

ويژگى‏هاى هدايت الهى

كتاب: ترجمه الميزان، ج 7، ص 346

نويسنده: علامه طباطبايى

هدايت

وقتى هدايت به معناى واقعى است كه از ناحيه خداى سبحان باشد، و وقتى از خداى سبحان است كه آدمى را به صراط مستقيم كشانيده با انبيا (ع) همراه كند.و علامت اين نيز اين است كه برگشت همه دستورات آن به توحيد و اقامه دعوت حق و عبوديت و تقوا باشد.

پس هر دعوت و هدايتى كه بين انبيا فرق گذاشته و مردم را نسبت به بعضى از آنان كافر و نسبت به بعضى ديگر مؤمن كند، و يا بين احكام خدا تفرقه انداخته مردم را به عمل به بعضى از آنها و ترك بعضى ديگر دعوت مى‏كند، و يا از عهده تامين سعادت زندگى انسانى بر نمى‏آيد و يا انسان را به سوى شقاوت و بدبختى سوق مى‏دهد، هدايت خدايى و مورد امضا و رضاى پروردگار نيست و از راه فطرت منحرف است.

قرآن كريم در اين باره مى‏فرمايد: "ان الذين يكفرون بالله و رسله و يريدون ان يفرقوا بين الله و رسله و يقولون نؤمن ببعض و نكفر ببعض و يريدون ان يتخذوا بين ذلك سبيلا اولئك هم الكافرون حقا" (1) و نيز مى‏فرمايد: "ا فتؤمنون ببعض الكتاب و تكفرون ببعض فما جزاء من يفعل ذلك منكم الا خزى فى الحيوة الدنيا و يوم القيمة يردون الى اشد العذاب" (2) و نيز مى‏فرمايد: "و من اضل ممن اتبع هويه بغير هدى من الله ان الله لا يهدى القوم الظالمين " (3) يعنى راه پيروى هواى نفس راه هدايت خدا نيست، بلكه بى راهه‏اى است كه هرگز سالكش را به سعادت حيات نمى‏رساند، چون چنين راهى ظلم است و هرگز خداوند ظلم و ستم را وسيله سعادت قرار نداده و نخواهد داد.

كوتاه سخن اينكه، يكى از خصوصيات هدايت الهى اين است كه ضلالت در آن راه نداشته و هيچ وقت سالك را به ضلالت نمى‏كشاند.خصوصيت ديگر آن اين است كه وقتى براى انسان باقى مى‏ماند كه شكرش بجا آورده شود، و گر نه از چنگ انسان مى‏رود، و آدمى دچار ضلالت مى‏گردد.آرى، خدا وقتى اين هدايت را به كسى روزى كرد چنين نيست كه ديگر خودش در آن سلطنت، و دخل و تصرفى نداشته باشد، چون عطاياى خدا ـ بر خلاف عطاياى ما ـ نعمت مورد عطا را از تحت ملكيت و سلطنت خدا بيرون نمى‏كند.پس اينطور نيست كه هدايت بعد از اينكه به دست ما آمد براى ما باقى مانده و خلاصه مال ما باشد، چه اينكه شكرش را بجا بياوريم و چه نياوريم.بلكه باقى ماندنش موقوف بر اين است كه به لوازم توحيد و عبوديت عمل شود، و لذا در آخر آيه مورد بحث فرمود: "و لو اشركوا لحبط عنهم ما كانوا يعملون".و اگر از كفران نعمت هدايت تعبير به خصوص شرك كرده براى اين است كه زمينه گفتار، مساله توحيد مى‏باشد.

پى‏نوشت‏ها:

1) كسانى كه به خدا و پيغمبرانش كفر مى‏ورزند و مى‏خواهند بين خدا و فرستادگان او جدائى بيندازند و مى‏گويند: ما به برخى ايمان آورده و به پاره‏اى كفر مى‏ورزيم، و مى‏خواهند راهى ميان كفر و ايمان اتخاذ كنند ايشان حقا كافرند.سوره نساء آيه 151

2) آيا نسبت به بعضى از كتاب ايمان مى‏آوريد و بعضى ديگر را كافر مى‏شويد؟ جزاى هر كس از شما كه چنين كند چيزى جز خوارى در زندگى دنيا نيست و در روز قيامت به سوى شديدترين عذابها بازگشت خواهند نمود.سوره بقره آيه 85

3) و كيست گمراه‏تر از آن كسى كه راه هدايت خدا را رها كرده و از هواى نفس خود پيروى كند، البته خدا قوم ستمكار را هرگز هدايت نخواهد كرد.سوره قصص آيه 50

هيئت مکتب المهدی(روحی فداه)


 

نوشته شده توسط خادم الزهرا در جمعه بیست و دوم آبان 1388 ساعت 22:46 موضوع اسلام وادیان | لینک ثابت


شعر

آقا جان!

شب جمعه که میشه آقاجون        تو مکتب المهدی می شینم

دل به دریا می زنم            آرزوها مو می خونم

وقتی که من می میرم       یعنی آقا مو من می بینم

درسته نوکر خوبی آقا جون        برای تو من نبودم

ولی به لطف و کرمت       گریه کنه رقیه بودم

خجالت میکشم آقاجون       زوقت مرگم به خدا

یه عمر با تو نشسته ام             ولی دلت شکسته ام

اینو نه من که دلم می خونه           چشم به راه من می مونم

تا که مادرو ببینم            به خودم وعده می دم

شاید امشب شبی است                که تو هیئت آقا مو می بینم

ای سفر کرده به صد شوق و امید        با سرشکه دیدگانم می خونم

تا قیامت منتظرت می مونم            تا فدایی قدم های تو بشم

العبد – سید

هیئت مکتب المهدی (روحی فداه)


 

نوشته شده توسط خادم الزهرا در یکشنبه هفدهم آبان 1388 ساعت 21:53 موضوع شعر | لینک ثابت


مهدویت

بنام او که خالق یاس ونرگس است

یا رب المهدی بحق المهدی اشف صدر المهدی بظهور الحجت

ای روح دعا سلام مهدی

1170 بهار وخزان گذشت ونیامدی0سالهاست نگاهم پشت پنجره ای که متعلق به فرداست قاب گردیده وگرد وغبار هجران برآن سایه افکنده0

عمری است که برای آمدنت بی قرارم0 یابن الزهرا،ببین از فراقت سخت بارانیم0 ببین ثانیه ها چگونه از هجر تو بغض کرده وبه هق هق افتاده اند0

آقا جان!حیف نیست ماه شب چهادره پشت ابرهای تیره وپاره پاره پنهان بماند،حیف نیست دیده را شوق وصا ل باشد ولی فروغ دیده نباشد0

بیا وقرار دل بیقرارم شو0 بیا وصداقت آینه را به زلال آبی نگاهت پیوند بزن0 بیا تا سر به دامانت بگذارم وعقده های چندین ساله ام را باز کنم0 تو که معنای سبز لحظه هایی بیا تو که ترنم الطاف حق تعالی بیا0

بیا که از هجرت چون اسپندی بر آتشم0 یوسف فاطمه!کی طنین دلنواز انا بقیه ا000 تو از کعبه مقصود جانها را معطر می نماید0 کی کعبه به خود می بالد وزمین بر قامت دلربایت طواف عشق می گزارد وجان در سعی وصفای نگاه تو محرم می شود ومناسک حج وقربان را بجای می آورد0 برای آمدنت تمام دلهای عشاق دنیا را به ضریح چشمهای قشنگ وعباس گونه ات گره زده ایم ودر مراسم اعتکاف شبهای فراق برای گرفتن حاجتمان دست به دعا برداشته ایم0 آقا جان برای آن لحظه که سبز پوش با پرچم یالثارات الحسین در انتهای افق غباری بپا می شود وتو با ذوالفقار حیدر وسوار بر اسب سفید قصه ها می آیی لحظه ها را بدست باد می سپارم0

بگذار صادقانه بگویم که کهانسالترین آرزوی دلم آرزوی وصال توست!آرزویی که برای بدست آوردنش تمام کلافهای عمرم را به بازار معشوق فروشان برده ام وخودم را در جرگه خریداران یوسف زهرا(س) قرار داده ام0

نازنینم!تو زیبا ترین دلیل برای شبهای قدر وشب زنده داریهای منی تو ضیاعین ودلیل امن یجیب منی 0

آقا جان! می خواهم برایت قصه بگویم 0 قصه سیب وگندم ومردی که سالهاست در میان مردم چشمم ایستاده،قصه خوشه خوشه انتظار وچشمانی که درو میکنند،قصه باران وسطرهایی که دلواپس پونه هاست،قصه اسب وخیال آمدن تو در باران،قصه هایی که مشق هر شب من است0

کاش می شد واژه ها را شست وانتظارراتفسیر کرد ولی افسوس000

میدانی مرز انتظار کجاست!؟آنجا که قطره اشک منتظری سدی از دلواپسی ساخته وقطره قطره انتظار را ذخیره می کند،آنجا که وجودش چون جرعه ای آب از تشنه ای رفع عطش می کند آنگاه که می فرماید اگر شیعیان ما مرا به اندازه قطره ای آب بخواهند هر لحظه ظهور من نزدیکتر می شد0

حس می کنم نزدیکی آنقدر نزدیک که با آمدن یک نسیم تو را احساس کرد وبویید0

خوب می دانم که آخر دل سنگ وطلسم نحس قصه را می شکنی وآنگاه زمان وصل وجان نثاری می رسد0

پس بیا از پس کوچه های انتظار ،بیا که شعرهایم بی قافیه مانده اند،بیا که با آمدنت گم میشود در تبسم تو بغض چندین ساله ام،بیا که غزلهایم مضمون ندارند ومثنوی عشق نا تمام است0

محبوبم!هر روز که میگذردبیشتر از قبل دلم برایت تنگ می شود0 عشق تو سراسر وجودم را فرا گرفته و اگر دلم را بشکافی بر لوح آن نام تو هگ گردیده وکنون ای بهار عشق!می ترسم از خزان عمرترسم از ندیدن است بگو که تا خزان من آیا فرصت بهار دیدن است؟

یابن الزهرا!"لیت شعری أین استقرت بک النوی"0 کاش میدانستم که کجا وکی دلها به ظهور تو آرام خواهند گرفت0

بنفسی أنت!

به جانم سوگند که تا طلوع صبح صادق به انتظارت خواهم ماند ولحظه ها را با تمام سنگینی به دوش می کشم وسکوت ثانیه ها را به ازای فریاد زمان تحمل می کنم فقط برای رسیدن به لحظه با شکوه وصا لت0

آقا جان!

دروادی انتظار زمان را بنگر که چگونه از هجر تو همچون شمع ذره ذره آب می گردد0 کی می آیی که قطره ها به دریا بپیوندند؟خیبر گشای فاطمه(س) کی می آیی؟

کی می آیی که کران تا بیکران دلم را برایت چراغانی کنم وچشمانم را فرش قدومت نمایم؟

بیا که بهار بی صبرانه مشتاق آمدن توست وقلبم جویبار اشکهایی که هرروز وشب برای فراق تو ریخته می شوند0

یاس سفیدم!بیا که با ظهورت آیه"والنهار اذا تجلی" تأویل گردد0 بیا که چشمه سار وجودم سخت خشکیده وفریاد العطش برآورده،بیا تا از نرگس چشمانت عطری برای سجاده ام بگیرم0بیا ومرا زائر شهر قاصدکها کن،بیا000

دلم برای ورود هر عشقی غیر از عشق تو بن بست است ودیده ام جز برای فراق تو نمی بارد0 بیا که هجر توآیه"ان عذابی لشدید" را تفسیر می نماید0 آقا جان!بحق کوچه وچادر خاکی بیا،بیا که سید علی ماتنهاست وچاهی ندارد که غصه هایش را بااو در میان بگذارد0 بیا ورأس سبز شاپرکهایی باش که در جستجوی قبر یاس سرگردان کوچه های هاشمیند0

ای پیدا ترین پنهان من!

تا تو بیایی مروارید چشمانم رابرای سلامتیت صدقه می دهم وبرای آمدنت روزه سکوت می گیرم وبا جام وصال تو افطار می نمایم0 نذر کرده ام که بیایی تا جان شیرین را فرش قدمها یت نمایم0 پس بیا که نذر خود را ادا کنم0

ای آفتاب عمر!

تا تو بیایی انتظار را قاب میکنم وبر لوح دلم می کوبم0 فریاد را حبس می کنم وبه سکوت اجازه حضور می دهم0 در نبود تو جام تلخ فراق را سر می کشم وسر به دوش هجران می نهم وبرای آمدنت دعا می کنم0 به امید آنروز هزار وصد وهفتادمین شمع را روشن می کنیم ومنتظرت می مانیم0

به خدای کعبه می سپارمت وسبد سبد نرگس ویاس چشم براهی میکنم0

کاش می شد که خدا

اجازه ظهورت می داد

کاش می شد

که در این دیار غربت

ومیان موج غمها

به سکوت سرد وسنگین

رخصت خاتمه می داد

کاش می شد

جمعه ما

شاهد ابروی زیبای تو می شد

دیده نا قابل ما

فرش کیسوی تو می شد

کاش می شد

انتظار منتظر بپایان رسد

وهوا میزبان یاسها و

نسترنها

خاک پای مهدی زهرا شود

کاش می شد

تو هم از انتظار خسته شوی و

برای فرج دعا کنی

کاش می شد000

                  هیئت مکتب المهدی(روحی فداه)


 

نوشته شده توسط خادم الزهرا در دوشنبه یازدهم آبان 1388 ساعت 12:27 موضوع مهدویت | لینک ثابت


مقاله

فضیلت مربوط یه کیست؟

مقدمتا باید دانست که بعضی از امتیازات مانند خمس وحرمت زکات مربوط به کلیه بنی هاشم هست و تنها به فرزندان حضرت فاطمه سلام الله علیها اختصاص ندارد،اما اکثر فضائل بخصوص آنچه مربوط به ((آل))پیغمبر اکرم صلی الله علیه وآله است مانند با ایمان از دنیا رفتن آنها وحرام بودن آتش جهنم بر بدن آنها و شامل شدن صلوات و سلام خدا در قرآن بر آنها وغیره،مربوط به دامن پاک و به خاطر عظمت حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها است.

ضمنا از این حقیقت نمی توان صرف نظر کرد که بزرگ ترین امتیاز برای فرزندان فاطمه سلام الله علیها این است که آن ها مادری چون آن حضرت و پدری همچون حضرت علی بن ابی طالب صلوات الله علیهما دارند و لذا حتی ائمه اطهار علیهم السلام در بسیاری از خطبات و سخنان خود به این جهت افتخار می کرده اند،و ما هم در زیارتهایشان به خاطر اهمیت این انتساب،آنها را به حضرت علی بن ابی طالب و حضرت زهرا علیهما السلام نسبت میدهیم و مکرر می گوئیم:(السلام علیک یابن امیرالمومنین و السلام علیک یابن فاطمه الزهراء)و دیگر امتیازی که به این جهت نصیب تمام فرزندان،حتی ائمه اطهار علیهم السلام شده این است که بدن ظاهری و طینت آنها متصل به حضرت زهرا سلام الله علیها است که آن حضرت از میوه بهشتی خلقت شده و از آب و خاک کثیف این دنیا نبوده است و طبعا چون آنها از نسل حضرت فاطمه سلام الله علیها و متصل به او هستند،در بدن آنها هم آن میوه بی تاثیر نبوده است.ولذا اگر صدها پسر ودختر از حضرت علی وحضرت فاطمه علیهما السلام متولد می شدنند،همه پاک یا معصوم بودند،چون آنها به هیچ وجه با غیر معصوم ارتباطی نداشته اند.وشاید یکی از علل آنکه تنها حضرت امام حسن و امام حسین علیهما السلام در میان ائمه اطهار علیهم السلام دو برادر امام و حجت خدا بوده اند،همین باشد.

اما فرزندان به واسطه آن حضرت هم متصلذ به آن طینت هستند و یقینا از آن طینت پاک بهشتی بی نصیب نیستند،وبدن ظاهری تمتم فرزندان حضرت فاطمه علیها السلام تا روز قیامت دارای دارای جزئی طینت بهشتی بوده و چون از آنها آمده به همین خاطر به همانجا هم بر می گردد که گفته اند هر چیزی به اصلش بر می گردد،یعنی همه آنها به بهشت می روند.

اما سایر امتیازاتی که در اسلام برای فرزندان حضرت فاطمه سلام الله علیها گفته شده و تنها به خاطر آن حضرت به آن ها داده شده است،مخصوص اولاد غیر معصوم آن حضرت میباشد.زیرا در اکثر آنها چنین مفهومی وجود دارد که به خاطر حضرت فاطمه سلام الله علیها این امتیاز داده میشود.مثلا فرموده اند که:

به خاطر حضرت فاطمه سلام الله علیها از جهنم آزادند.

به خاطر حضرت فاطمه سلام الله علیها آنها را دوست داشته باشید.

به خاطر حضرت فاطمه سلام الله علیها نباید به آنها بی احترامی شود.

در این صورت واضح است که اگر درباره ی ائمه اطهار علیه السلام این فضائل گفته شود،چون مفهوم مخالفش این است کخ اگر به خاطر حضرت زهرا علیها السلام نبود خلاف این فضائل ممکن بود نسبت به آنها عملی شود،در این صورت جسارت به ائمه اطهار صلوات الله علیهم اجمعین بود.

زیرا خود آنها سرچشمه تمام فضائلند واحتیاجی به این جهت ندارند و تمام فضائل و احترامات مستقلا در باره آنها باید عملی شئد.

 

هیئت مکتب المهدی(روحی فداه)


 

نوشته شده توسط خادم الزهرا در دوشنبه یازدهم آبان 1388 ساعت 12:23 موضوع مقاله | لینک ثابت