مشاهده و تجربه اين معنا را ثابت كرده كه مرد و زن دو فرد، از يك نوع و از يك جوهرند، جوهرى كه نامش انسان است، چون تمامى آثارى كه از انسانيت در صنف مرد مشاهده شده، در صنف زن نيز مشاهده شده است، (اگر در مرد فضائلى از قبيل سخاوت، شجاعت، علم خويشتن دارى و امثال آن ديده شده در صنف زن نيز ديده شده است)آنهم بدون هيچ تفاوت، بطور مسلم ظهور آثار نوع، دليل بر تحقق خود نوع است، پس صنف زن نيز انسان است، بله اين دو صنف در بعضى از آثار مشتركه(نه آثار مختصه از قبيل حامله شدن و امثال آن)از نظر شدت و ضعف اختلاف دارند ولى صرف شدت و ضعف در بعضى از صفات انسانيت، باعث آن نمىشود كه بگوئيم نوعيت در صنف ضعيف باطل شده و او ديگر انسان نيست.و با اين بيان روشن مىشود كه رسيدن به هر درجه از كمال كه براى يك صنف ميسر و مقدور استبراى صنف ديگر نيز ميسور و ممكن است و يكى از مصاديق آن استكمالهاى معنوى، كمالاتى است كه از راه ايمان به خدا و اطاعت و تقرب به درگاه او حاصل مىشود، با اين بيان كاملا روشن مىشود كه در افاده اين بحث، بهترين كلام و جامعترين و در عين حال كوتاهترين كلام همين عبارت: "انى لا اضيع عمل عامل منكم من ذكر او انثى بعضكم من بعض"است و اگر خواننده محترم اين كلام را با كلامى كه در تورات در اين باره وارد شده مقايسه كند برايش روشن مىگردد كه قرآن كريم در چه سطحى است و تورات در چه افقى!.
در سفر جامعه تورات آمده: من و دلم بسيار گشتيم(من با كمال توجه بسيار گشتم) تا بدانم از نظر حكمت و عقل جرثومه شر يعنى جهالت و حماقت و جنون چيست، و كجا است؟
ديدم از مرگ بدتر و تلختر زن است كه خودش دام و قلبش طناب دام است و دستهايش قيد و زنجير است تا آنجا كه مىگويد من در ميان هزار نفر مرد يك انسان پيدا مىكنم، اما ميان هزار نفر زن يك انسان پيدا نمىكنم.
بيشتر امتهاى قديم نيز معتقد بودند كه عبادت و عمل صالح زن در درگاه خداى تعالى پذيرفته نيست، در يونان قديم زن را پليد و دستپرورده شيطان مىدانستند، و روميان و بعضى از يونانيان معتقد بودند كه زن داراى نفس مجرد انسانى نيست و مرد داراى آن هست و حتى در سال 586 ميلادى در فرانسه كنگرهاى تشكيل شد تا در مورد زن و اينكه آيا زن انسان استيا خير بحث كنند!، بعد از بگومگوها و جر و بحثهاى بسيار، به اين نتيجه رسيدند كه بله زن نيز انسان است اما نه چون مرد انسانى مستقل، بلكه انسانى است مخصوص خدمت كردن بر مردان، و نيز در انگلستان تا حدود صد سال قبل زن جزء مجتمع انسانى شمرده نمىشد، و خواننده عزيز اگر در اين باب به كتابهائى كه در باره آراء و عقايد و آداب ملتها نوشته شده مراجعه كند به عقايدى عجيب بر مىخورد.
هيئت مکتب المهدی(روحی فداه)
نوشته شده توسط خادم الزهرا در شنبه بیست و یکم اردیبهشت 1387 ساعت 19:31 موضوع زن در اسلام | لینک ثابت
جمال آفرينش
زن در آفرينش در بعد روحى و جسمى از همان گوهرى آفريده شده كه مرد آفريده شده است و هر دو جنس در جوهر و ماهيت يكسان و يگانهاند و تمايز و فرقى در حقيقت و ماهيت ميان زن و مرد نيست. قرآن به صراحت از اين حقيقت پرده برمىدارد: يا ايها الناس اتقوا ربكم الذى خلقكم من نفس واحدة و خلق منها زوجها... اى مردم از پروردگارتان كه شما را از نفس واحدى آفريد و جفتش را (نيز) از او آفريد و از آن دو زنان و مردان بسيارى پراكنده كرد، پروا داريد (نساء، 1)، هو الذى خلقكم من نفس واحدة و جعل منها زوجها ليسكن اليها او است آن كس كه شما را از نفس واحدى آفريد و جفت وى را از آن پديد آورد تا بدان آرام گيرد (اعراف، 189) . بنابراين زن در آفرينش از همان جوهر و گوهر مرد است و انديشه يكسانى و يگانگى ماهوى زن و مرد، انديشه قرآنى است كه از آيات الاهى به روشنى به دست مىآيد . تنها در اين زمينه نظر ديگرى است كه خلقت زن را از زائده خلقت مرد تصوير مىكند، ليكن در اين نظر به برخى از حاديث استناد شده است كه در حديثى از امام صادق (ع) مردود شمرده شده است. زراره مىگويد: از امام صادق (ع) از آفرينش حوا سؤال شد كه برخى مىگويند: خداوند حوا را از دنده پايين و چپ آدم آفريد، امام (ع) فرمود: خدا منزه و برتر است از اين نسبت، آن كس كه چنين مىگويد مىپندارد كه خداوند قدرت نداشت براى آدم همسرى از غير دندهاش بيافريند! علامه مجلسى مىگويد: «مشهور ميان مورخان و مفسران اهل سنت اين است كه حوا از دنده آدم آفريده شده و به اين معنا برخى از احاديث نيز دلالت دارد، ليكن اين حديث و احاديث ديگرى اين موضوع را رد مىكند...» . آنچه محقق است و قرآن بدان اشاره دارد زن و مرد براى زندگى دنيا و نيز براى بقاء نسل بشر مكمل يكديگر هستند، بدين صورت كه ماده اوليه اين محصول يا مصنوع از مرد است و اراده سازندگى آن از خداوند توانا ولى كارخانه آن يعنى دستگاه سازندگى انسان و زحمات بار آوردن آن در اختيار زن قرار دارد و جا دارد كه براى حفظ و سلامت اين كارخانه از دستبرد نامحرمان و خرابكاران، مقررات و دستورات لازمى هم صادر گردد.
در تمام مذاهب و اديان الهى آمده است كه زن و مرد از «نفس واحده» آفريده شدهاند. در عهد قديم آمده است: «پس خدا موجودات را آفريد، ليكن براى آدم معاونى موافق وى يافت نشد و خداوند خوابى گران بر آدم مستولى گرداند تا بخفت پس يكى از دندههايش را گرفت و گوش در جايش پركرد و خدا آن دنده را زنى بنا كرد و او را نزد آدم آورد.
زن را يك موجود ضعيف و ناچيز به شمار مىآوردند. به دختران ارث نمىدادند و بعضى او را از افراد بشر و انسانيت به شمار نمىآوردند، فقط زنان را براى خدمت به مردان و اطفاى شهوت جنسى براى مردها نگاه مىداشتند. مرد مىتوانست زنهاى متعدد بگيرد و يا طلاق بدهد . اگر زن مىمرد زن بگيرد ولى اگر شوهر مىمرد، زن حق ازدواج نداشت و از معاشرت در خارج هم ممنوع بود. در هند زن تابع شوهر بود و بعد از مردن او، ديگر حق ازدواج نداشت و بايد با جسد شوهر سوزانده مىشد... و در ايام عادت ماهيانه نجس و پليد و لازم الاجتناب بود . زن در ميان ملل قبل از اسلام حد وسط بين انسان و حيوان بود از او مانند انسان ضعيفى كه بايد به انسانهاى متوسط كمك بدهد استفاده مىشد. اعراب مشرك خشن، بىرحم متعصب دختران معصوم خود را زنده به گور مىكردند. تا وقتى كه خورشيد اسلام از پس ابرهاى تاريك عربستان طلوع نمود. پيغمبر اسلام (ص) پس از ارشاد كلمه توحيد با اشاره پروردگار در قرآن اول كارى كه كرد از اين عادت شوم اعراب جلوگيرى نمود، حضرتش به زنان و دختران احترام مىگذاشت و با تمام عظمتش به زنهاى پير سلام مىكرد و چنانكه شيعه و سنى نقل كردهاند، مكرر دست دخترش فاطمه سلام الله عليها را مىبوسيد و مىفرمود: «فاطمة بضعة منى من آذاها فقد آذانى و من آذانى فقد آذان الله» فاطمه پاره تن من است هر كس او را اذيت كند حقيقتا مرا اذيت كرده است و هر كس مرا اذيت كند خدا را اذيت كرده است.
هيئت مکتب المهدی(روحی فداه)
نوشته شده توسط خادم الزهرا در پنجشنبه دوازدهم اردیبهشت 1387 ساعت 19:20 موضوع زن در اسلام | لینک ثابت
زن در اسلام
اگر كسى با دشمن بيرونى مىجنگد بايد از آهن وآتش استفاده كند، ولى اگر بادشمن درونى مىجنگد بايد از «آه» استفاده كند نه از «آهن». در مبارزه يا هوى وهوس بايد از «آه» استفاده كرد، زيرا در آن جا از آهن كارى ساخته نيست. انسانى كه باهوس بجنگد، بلكه آن كس كه در كنار نيايش ودعا وراز ونياز به سر مىبرد، در مقابل هوس مسلح است. در دعاى كميل مىفرمايد:
«و سلاحه البكاء» (1)
يعنى در جنگ بادشمن درونى ودر جبهه جهاد اكبر، اسلحه انسان، آه است نه آهن، گريه است نه شمشير، واسلحه تيز وكارآمد جهاد اكبر، تهذيب نفس وناله است واين اسلحه را زنها بيشتر از مردها دارند.
خداى سبحان در راه تهذيب نفس، زنها را مسلحتر از مردها آفريده است، چون ناله و لابه، هنر هر كسى نيست، چه بسا افرادى كه در مجالس سوگ سالار شهيدان حسين بن على صلوات الله وسلامه عليه مىنشينند اما آن هنر ودرك را ندارند كه اشك بريزند، بر فرض هم كه درك داشته باشند، نرمش دل در آنها نيست، چه اين كه تحصيل نرمش دل، كار هر كسى نيست وفضيلتى نيست كه نصيب هر كسى بشود. بنابراين، سرمايه جهاد اكبر، گريه است.
در دعاى ابو حمزه ثمالى كه از مبسوطترين دعاهاى ماه مبارك رمضان است، امام سجاد عليه السلام به ذات اقدس اله عرض مىكند: مرا كمك كن تا سلاح را فراهم كنم، مرا در گريه اعانت كن.
«و اعني بالبكاء على نفسي» (2)
ويارى كن مرا در گريه براى خودم.
معين من باش كه من بهتر بفهمم وبهتر بنالم، كمك كن كه اگر اشكم تمام شد دوباره اشك بجوشد. اگر زن در بخشهاى مختلف كارهاى اجرايى يا مسائل جبهه وجهاد وبخشهاى نظامى حضور نداشت، دليل آن نمىشود كه در تقرب الى الله سهمش كمتر از مرد باشد.
خدا اسلحه جهاد اكبر را به زنها بيش از مردها داده، منتها اين را بايد به جا مصرف بكنند.
كسى كه شمشيرى در دست دارد وآن را به سنگ مىزند به كارى بيهوده روى آورده است، كسى هم كه براى دنيا گريه مىكند، گرچه رقيق القلب واهل ناله ولابه است، اما بىجا مىنالد. تعليمات دين براى آن است كه انسان اين سلاح را به جا بكار ببرد، به مردها مىگويد اسلحه فراهم بكن واسلحه را به جا به كار ببر، وبه زنها مىگويد اسلحه را خدا به شما داده است منتها به جا به كار ببريد، مرد بايد دو زحمتبكشد وزن يك زحمت، مثل يك كشورى كه در جنگ مسلح نيست وبه او مىگويند خودكفا شو واسلحه فراهم كن، بعد هم به جا ومناسب به كار ببر، اما به كشورهايى كه در توليد سلاح به خودكفايى رسيدهاند نمىگويند مسلح شو، بلكه مىگويند سلاح دارى ولى به جا بكار ببند.
گريه سلاح انسان است، واين سلاح را ذات اقدس اله به زنها بيش از مردها داده وبه آنان گفته است كه اين سلاح را به جا بكار ببريد.
اين درست است كه جمال براى زنان سرمايه است وبايد، هم به جا مصرف كنند وهم زكات آن كه عفاف است:
«زكاة الجمال العفاف» (3)
مراعات كنند، ليكن جمال حقيقى آنان همان انجذاب به سوى جمال مطلق است وبايد در تحصيل آن دقت كنند. ذات اقدس اله سرمايه رقت قلب واحساس را براى آن نداده تا انسان در اثر چشم وهمچشمى براى مظاهر دنيا ولباس وزيور گريه كند.
پىنوشتها:
1. مفاتيح الجنان، دعاى كميل.
2. مفاتيح الجنان، دعاى ابوحمزه ثمالى.
3. غرر الحكم، فصل37، روايت 5.
هيئت مکتب المهدی(روحی فداه)
نوشته شده توسط خادم الزهرا در سه شنبه بیست و یکم اسفند 1386 ساعت 21:43 موضوع زن در اسلام | لینک ثابت
آخرین نوشته ها
درباره وبلاگ
الحمدالله الذی جعلنا من المتمسکین بولایهُ امیرالمومنین والائمه معصومین(علیهم السلام)
سلام علیکم
احتراماَ تشکر میکنم از حضورتون به وبلاگ، شایان ذکر است ما ضعف هایی داریم که از شما سروران میخوایم که مارا از نظراتان دریغ نفرمایید.باشد که زمینه ساز ظهور آقا باشیم.التماس دعا
فهرست اصلی
آرشیو موضوعی
عکس های مذهبی
عقاید
امام شناسی
باشهدا
باقرآن
برنامه هیئت
تربیتی
حدیث
درباره ی ما
سخن برتر
عمومی
شعر
مهدویت
مقاله
نبوت
ولایت فقیه
تاریخ اسلام
اسلام وادیان
زن در اسلام
فرهنگ و تمدن
اخلاق
خانواده
جوان
جامعه
وهابیت
دوستان
پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
سایر امکانات
فهرست اصلی