تبليغاتX
به وبلاگ هیئت مکتب المهدی(روحی فداه) خوش آمديد.آرزوي سربلندي و سلامتي داریم برايتان

اللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِدا ‏وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَك َطَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلاً

شب های جمعه ساعت 21آدرس:تهران-چهارراه نظام آباد- خیابان سبلان شمالی-کوچه انقلاب حسینیه مکتب المهدی روحی فداه هیئت مکتب المهدی روحی فداه

زن در اسلام

مقام زن در اسلام و در آئين‏هاى ديگر

كتاب: ترجمه الميزان، ج 4، ص 140

نويسنده: علامه طباطبايى

مشاهده و تجربه اين معنا را ثابت كرده كه مرد و زن دو فرد، از يك نوع و از يك جوهرند، جوهرى كه نامش انسان است، چون تمامى آثارى كه از انسانيت در صنف مرد مشاهده شده، در صنف زن نيز مشاهده شده است، (اگر در مرد فضائلى از قبيل سخاوت، شجاعت، علم خويشتن دارى و امثال آن ديده شده در صنف زن نيز ديده شده است)آنهم بدون هيچ تفاوت، بطور مسلم ظهور آثار نوع، دليل بر تحقق خود نوع است، پس صنف زن نيز انسان است، بله اين دو صنف در بعضى از آثار مشتركه(نه آثار مختصه از قبيل حامله شدن و امثال آن)از نظر شدت و ضعف اختلاف دارند ولى صرف شدت و ضعف در بعضى از صفات انسانيت، باعث آن نمى‏شود كه بگوئيم نوعيت در صنف ضعيف باطل شده و او ديگر انسان نيست.و با اين بيان روشن مى‏شود كه رسيدن به هر درجه از كمال كه براى يك صنف ميسر و مقدور است‏براى صنف ديگر نيز ميسور و ممكن است و يكى از مصاديق آن استكمالهاى معنوى، كمالاتى است كه از راه ايمان به خدا و اطاعت و تقرب به درگاه او حاصل مى‏شود، با اين بيان كاملا روشن مى‏شود كه در افاده اين بحث، بهترين كلام و جامع‏ترين و در عين حال كوتاه‏ترين كلام همين عبارت: "انى لا اضيع عمل عامل منكم من ذكر او انثى بعضكم من بعض"است و اگر خواننده محترم اين كلام را با كلامى كه در تورات در اين باره وارد شده مقايسه كند برايش روشن مى‏گردد كه قرآن كريم در چه سطحى است و تورات در چه افقى!.

در سفر جامعه تورات آمده: من و دلم بسيار گشتيم(من با كمال توجه بسيار گشتم) تا بدانم از نظر حكمت و عقل جرثومه شر يعنى جهالت و حماقت و جنون چيست، و كجا است؟

ديدم از مرگ بدتر و تلخ‏تر زن است كه خودش دام و قلبش طناب دام است و دستهايش قيد و زنجير است تا آنجا كه مى‏گويد من در ميان هزار نفر مرد يك انسان پيدا مى‏كنم، اما ميان هزار نفر زن يك انسان پيدا نمى‏كنم.

بيشتر امتهاى قديم نيز معتقد بودند كه عبادت و عمل صالح زن در درگاه خداى تعالى پذيرفته نيست، در يونان قديم زن را پليد و دست‏پرورده شيطان مى‏دانستند، و روميان و بعضى از يونانيان معتقد بودند كه زن داراى نفس مجرد انسانى نيست و مرد داراى آن هست و حتى در سال 586 ميلادى در فرانسه كنگره‏اى تشكيل شد تا در مورد زن و اينكه آيا زن انسان است‏يا خير بحث كنند!، بعد از بگومگوها و جر و بحثهاى بسيار، به اين نتيجه رسيدند كه بله زن نيز انسان است اما نه چون مرد انسانى مستقل، بلكه انسانى است مخصوص خدمت كردن بر مردان، و نيز در انگلستان تا حدود صد سال قبل زن جزء مجتمع انسانى شمرده نمى‏شد، و خواننده عزيز اگر در اين باب به كتابهائى كه در باره آراء و عقايد و آداب ملت‏ها نوشته شده مراجعه كند به عقايدى عجيب بر مى‏خورد.

هيئت مکتب المهدی(روحی فداه)


 

نوشته شده توسط خادم الزهرا در شنبه بیست و یکم اردیبهشت 1387 ساعت 19:31 موضوع زن در اسلام | لینک ثابت


زن در اسلام

جمال آفرينش


آفرينش زن در قرآن و اديان الهى

كتاب: دايرة المعارف تشيع، ج 8، ص 492

نويسنده: خديجه بوترابى

زن در آفرينش در بعد روحى و جسمى از همان گوهرى آفريده شده كه مرد آفريده شده است و هر دو جنس در جوهر و ماهيت يكسان و يگانه‏اند و تمايز و فرقى در حقيقت و ماهيت ميان زن و مرد نيست. قرآن به صراحت از اين حقيقت پرده برمى‏دارد: يا ايها الناس اتقوا ربكم الذى خلقكم من نفس واحدة و خلق منها زوجها... اى مردم از پروردگارتان كه شما را از نفس واحدى آفريد و جفتش را (نيز) از او آفريد و از آن دو زنان و مردان بسيارى پراكنده كرد، پروا داريد (نساء، 1)، هو الذى خلقكم من نفس واحدة و جعل منها زوجها ليسكن اليها او است آن كس كه شما را از نفس واحدى آفريد و جفت وى را از آن پديد آورد تا بدان آرام گيرد (اعراف، 189) . بنابراين زن در آفرينش از همان جوهر و گوهر مرد است و انديشه يكسانى و يگانگى ماهوى زن و مرد، انديشه قرآنى است كه از آيات الاهى به روشنى به دست مى‏آيد . تنها در اين زمينه نظر ديگرى است كه خلقت زن را از زائده خلقت مرد تصوير مى‏كند، ليكن در اين نظر به برخى از حاديث استناد شده است كه در حديثى از امام صادق (ع) مردود شمرده شده است. زراره مى‏گويد: از امام صادق (ع) از آفرينش حوا سؤال شد كه برخى مى‏گويند: خداوند حوا را از دنده پايين و چپ آدم آفريد، امام (ع) فرمود: خدا منزه و برتر است از اين نسبت، آن كس كه چنين مى‏گويد مى‏پندارد كه خداوند قدرت نداشت براى آدم همسرى از غير دنده‏اش بيافريند! علامه مجلسى مى‏گويد: «مشهور ميان مورخان و مفسران اهل سنت اين است كه حوا از دنده آدم آفريده شده و به اين معنا برخى از احاديث نيز دلالت دارد، ليكن اين حديث و احاديث ديگرى اين موضوع را رد مى‏كند...» . آنچه محقق است و قرآن بدان اشاره دارد زن و مرد براى زندگى دنيا و نيز براى بقاء نسل بشر مكمل يكديگر هستند، بدين صورت كه ماده اوليه اين محصول يا مصنوع از مرد است و اراده سازندگى آن از خداوند توانا ولى كارخانه آن يعنى دستگاه سازندگى انسان و زحمات بار آوردن آن در اختيار زن قرار دارد و جا دارد كه براى حفظ و سلامت اين كارخانه از دستبرد نامحرمان و خرابكاران، مقررات و دستورات لازمى هم صادر گردد.

آفرينش زن در اديان الهى

در تمام مذاهب و اديان الهى آمده است كه زن و مرد از «نفس واحده» آفريده شده‏اند. در عهد قديم آمده است: «پس خدا موجودات را آفريد، ليكن براى آدم معاونى موافق وى يافت نشد و خداوند خوابى گران بر آدم مستولى گرداند تا بخفت پس يكى از دنده‏هايش را گرفت و گوش در جايش پركرد و خدا آن دنده را زنى بنا كرد و او را نزد آدم آورد.

زن در تاريخ و ملل گوناگون

زن را يك موجود ضعيف و ناچيز به شمار مى‏آوردند. به دختران ارث نمى‏دادند و بعضى او را از افراد بشر و انسانيت به شمار نمى‏آوردند، فقط زنان را براى خدمت به مردان و اطفاى شهوت جنسى براى مردها نگاه مى‏داشتند. مرد مى‏توانست زنهاى متعدد بگيرد و يا طلاق بدهد . اگر زن مى‏مرد زن بگيرد ولى اگر شوهر مى‏مرد، زن حق ازدواج نداشت و از معاشرت در خارج هم ممنوع بود. در هند زن تابع شوهر بود و بعد از مردن او، ديگر حق ازدواج نداشت و بايد با جسد شوهر سوزانده مى‏شد... و در ايام عادت ماهيانه نجس و پليد و لازم الاجتناب بود . زن در ميان ملل قبل از اسلام حد وسط بين انسان و حيوان بود از او مانند انسان ضعيفى كه بايد به انسانهاى متوسط كمك بدهد استفاده مى‏شد. اعراب مشرك خشن، بى‏رحم متعصب دختران معصوم خود را زنده به گور مى‏كردند. تا وقتى كه خورشيد اسلام از پس ابرهاى تاريك عربستان طلوع نمود. پيغمبر اسلام (ص) پس از ارشاد كلمه توحيد با اشاره پروردگار در قرآن اول كارى كه كرد از اين عادت شوم اعراب جلوگيرى نمود، حضرتش به زنان و دختران احترام مى‏گذاشت و با تمام عظمتش به زنهاى پير سلام مى‏كرد و چنانكه شيعه و سنى نقل كرده‏اند، مكرر دست دخترش فاطمه سلام الله عليها را مى‏بوسيد و مى‏فرمود: «فاطمة بضعة منى من آذاها فقد آذانى و من آذانى فقد آذان الله» فاطمه پاره تن من است هر كس او را اذيت كند حقيقتا مرا اذيت كرده است و هر كس مرا اذيت كند خدا را اذيت كرده است.

 هيئت مکتب المهدی(روحی فداه)


 

نوشته شده توسط خادم الزهرا در پنجشنبه دوازدهم اردیبهشت 1387 ساعت 19:20 موضوع زن در اسلام | لینک ثابت


زن در اسلام

زن در اسلام


روح لطيف زن سلاحى براى تقرب به خدا

كتاب: زن در آينه جلال و جمال صفحه 207

نويسنده: آية الله عبدالله جوادى آملى

اگر كسى با دشمن بيرونى مى‏جنگد بايد از آهن وآتش استفاده كند، ولى اگر بادشمن درونى مى‏جنگد بايد از «آه‏» استفاده كند نه از «آهن‏». در مبارزه يا هوى وهوس بايد از «آه‏» استفاده كرد، زيرا در آن جا از آهن كارى ساخته نيست. انسانى كه باهوس بجنگد، بلكه آن كس كه در كنار نيايش ودعا وراز ونياز به سر مى‏برد، در مقابل هوس مسلح است. در دعاى كميل مى‏فرمايد:

«و سلاحه البكاء» (1)

يعنى در جنگ بادشمن درونى ودر جبهه جهاد اكبر، اسلحه انسان، آه است نه آهن، گريه است نه شمشير، واسلحه تيز وكارآمد جهاد اكبر، تهذيب نفس وناله است واين اسلحه را زنها بيشتر از مردها دارند.

خداى سبحان در راه تهذيب نفس، زنها را مسلح‏تر از مردها آفريده است، چون ناله و لابه، هنر هر كسى نيست، چه بسا افرادى كه در مجالس سوگ سالار شهيدان حسين بن على صلوات الله وسلامه عليه مى‏نشينند اما آن هنر ودرك را ندارند كه اشك بريزند، بر فرض هم كه درك داشته باشند، نرمش دل در آنها نيست، چه اين كه تحصيل نرمش دل، كار هر كسى نيست وفضيلتى نيست كه نصيب هر كسى بشود. بنابراين، سرمايه جهاد اكبر، گريه است.

در دعاى ابو حمزه ثمالى كه از مبسوطترين دعاهاى ماه مبارك رمضان است، امام سجاد عليه السلام به ذات اقدس اله عرض مى‏كند: مرا كمك كن تا سلاح را فراهم كنم، مرا در گريه اعانت كن.

«و اعني بالبكاء على نفسي‏» (2)

ويارى كن مرا در گريه براى خودم.

معين من باش كه من بهتر بفهمم وبهتر بنالم، كمك كن كه اگر اشكم تمام شد دوباره اشك بجوشد. اگر زن در بخش‏هاى مختلف كارهاى اجرايى يا مسائل جبهه وجهاد وبخش‏هاى نظامى حضور نداشت، دليل آن نمى‏شود كه در تقرب الى الله سهمش كمتر از مرد باشد.

خدا اسلحه جهاد اكبر را به زنها بيش از مردها داده، منتها اين را بايد به جا مصرف بكنند.

كسى كه شمشيرى در دست دارد وآن را به سنگ مى‏زند به كارى بيهوده روى آورده است، كسى هم كه براى دنيا گريه مى‏كند، گرچه رقيق القلب واهل ناله ولابه است، اما بى‏جا مى‏نالد. تعليمات دين براى آن است كه انسان اين سلاح را به جا بكار ببرد، به مردها مى‏گويد اسلحه فراهم بكن واسلحه را به جا به كار ببر، وبه زنها مى‏گويد اسلحه را خدا به شما داده است منتها به جا به كار ببريد، مرد بايد دو زحمت‏بكشد وزن يك زحمت، مثل يك كشورى كه در جنگ مسلح نيست وبه او مى‏گويند خودكفا شو واسلحه فراهم كن، بعد هم به جا ومناسب به كار ببر، اما به كشورهايى كه در توليد سلاح به خودكفايى رسيده‏اند نمى‏گويند مسلح شو، بلكه مى‏گويند سلاح دارى ولى به جا بكار ببند.

گريه سلاح انسان است، واين سلاح را ذات اقدس اله به زنها بيش از مردها داده وبه آنان گفته است كه اين سلاح را به جا بكار ببريد.

اين درست است كه جمال براى زنان سرمايه است وبايد، هم به جا مصرف كنند وهم زكات آن كه عفاف است:

«زكاة الجمال العفاف‏» (3)

مراعات كنند، ليكن جمال حقيقى آنان همان انجذاب به سوى جمال مطلق است وبايد در تحصيل آن دقت كنند. ذات اقدس اله سرمايه رقت قلب واحساس را براى آن نداده تا انسان در اثر چشم وهم‏چشمى براى مظاهر دنيا ولباس وزيور گريه كند.

پى‏نوشت‏ها:

1. مفاتيح الجنان، دعاى كميل.

2. مفاتيح الجنان، دعاى ابوحمزه ثمالى.

3. غرر الحكم، فصل‏37، روايت 5.

هيئت مکتب المهدی(روحی فداه)


 

نوشته شده توسط خادم الزهرا در سه شنبه بیست و یکم اسفند 1386 ساعت 21:43 موضوع زن در اسلام | لینک ثابت